|
در آداب و شرايط روزه و روزه داري مرحوم فيض كاشاني در كتاب محجه البيضاء خويش تقسيماتي قايل است و روزه آنان را به سه درجه تقسيم نموده؛
1. روزه عموم (صوم العموم)
2. روزه خواص (صوم الخصوص)
3. روزه خاص خاص (صوم خصوص الخصوص)
روزه عموم عبارت است از نگه داشتن شكم و فرج از حرام و شهوت نامشروع.
اين نوع روزه امساك از تمامي خوردني ها و آشاميدني ها و مفطرات ديگر است. روزه دار از اذان صبح تا اذان مغرب از كل چيزهايي كه روزه را باطل مي نمايد، اجتناب نموده، روزه خويش را با سلامت و درستي به پايان مي رساند.
نوع دوم روزه خواص يا «صوم الخصوص» است. اين نوع روزه نگه داشتن گوش، چشم، زبان، دست و پا و ساير اعضاي ظاهري و باطني از تمام گناهان و معاصي است.
امام صادق (ع) شرايط اين نوع روزه داري را اين گونه تشريح فرموده اند:
اول بستن چشم و حفظ كردن آن از نگريستن طولاني به سوي هر چيزي كه نهي و مكروه شده است.
فرمود: وقتي كه روزه هستي بايد گوش، چشم، مو، پوست و ديگر اعضاي بدنت روزه باشند. يعني از گناهاني كه بر آن اعضاء حرام شده، اجتناب نمايند وحتي چيزي كه قلب را به خود مشغول نمايد و از ذكر خدا غافل مي سازد، بايد پرهيز كرد.
دوم حفظ زبان از هذيان، دروغ و غيره است.
فرمود: مراء و جدال را رها كن و خادم خويش را رنج نده و در حال روزه باوقار و حليم باش كه هرزگي و هرزه گويي تو را در حال روزه به جهال و ياوه گويان ملحق نسازد؛ كه پيامبر (ص)شنيد از زني كه به جاريه خويش فحش و ناسزا مي گفت، در حالي كه روزه دار هم بود.
حضرت دستور فرمود براي او طعامي بياورند، فرمود به آن زن كه بخور!
عرض كرد يا رسول الله من روزه دارم.
حضرت فرمود: چگونه روزه داري و حال آنكه به جاريه ات نسبت ناسزا مي دهي و فحاشي مي كني و به راستي روزه فقط امساك از طعام و شراب نيست!
سوم نگهداري گوش از شنيدن هر مكروهي، زيرا هر چيزي گفتنش حرام است، شنيدن و گوش فرا دادن به آن نيز حرام است و لذا به پيشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خوردنده حرام يكسان است كه خداوند در قرآن مي فرمايد: «سماعون للكذب، أكالون للسُّحت» (سوره مائده، آيه 42)
چهارم نگهداشتن بقيه اعضا و جوارح بدن است از قبيل دست و پا از مكاره (آنچه مكروه است) و نگهداري شكم از شبهات و غذاهايي كه مشتبه است در وقت افطار؛
[چيزي را مشتبه و شبهه ناك گويند كه حلال و حرام بودن آن معلوم نيست]
پس معني ندارد كه روزه دار از غذاي حلال پرهيز كند، سپس با كار حرام افطار نمايد! (روزه خود را با دروغ و نمامي و غيبت ضايع سازد.)
مثال اين روزه دار همانند كسي است كه در يك شهر قصري بسازد و آن گاه شهر را خراب كند، كه پيامبر (ص) فرمود: چه بسا روزه داري است كه از روزه اش جز گرسنگي و تشنگي چيزي عايدش نمي گردد!
پنجم: از غذاي حلال وقت افطار آن قدر نخورد كه معده پر شود كه هيچ ظرفي مبغوض تر به پيشگاه خداوند از شكم پري نيست كه از غذاي حلال پر شده باشد، كه در نتيجه قدرت هيچ عبادتي و بهره برداري از شبهاي پرفيض ماه رمضان نداشته باشد و ثانيا اين عمل با روزه داري و دستورات روحاني و معنوي روزه و اثرات آن منافات دارد.
ششم اينكه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بين خوف و رجا باشد، زيرا نمي داند كه آيا روزه اش مقبول حضرت حق قرار گرفته يا خير؛ آيا با قبولي روزه اش جزء مقربين است يا با عدم قبولي روزه، جزء آن هايي است كه مشمول خشم خداوند هستند!
پس اين است معني واقعي و باطني روزه، كه اين نوع روزه در رتبه انبياء و اولياء گرامي خدا خواهد بود.
منبع:
كتاب شريف محجه البيضاء، ج 2،ص 130 |